السيد محمد حسين الطهراني
16
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
خود ماست - اعتراض داريم ؛ زيرا إنسان نبايد در عبارات از آنچه مَمْشاى خود أئمّه عليهم السّلام بوده است تجاوز كند . شما اگر بخواهيد در مسألهاى مبالغه كنيد و بواسطه آن مبالغه يك ستون دين را بشكنيد ، قطعاً اين كار مورد إمضاى أمير المؤمنين و أئمّه عليهم السّلام نيست . درست است كه إمام در رأس همه موجودات است . اين بجاى خود محفوظ ؛ أمّا سخن در اين است كه : اين روايت چه چيز را ميخواهد بيان كند ؟ شما چرا اين روايت را از إطلاق مىاندازيد و آن را مقيّد مىكنيد ؟ ! البتّه عرض كردم كه اين احتمال هم هست كه « كَأَميرِالْمُؤْمِنين » يا « كَالْقآئِمِ فى زَمانِنا » بعنوان تشبيه باشد . و ليكن اين احتمال بعيد است . و قوّت اين احتمال ( كه از باب اختصاص باشد نه تمثيل ) بيشتر است . پس كلام مرحوم مجلسى تمام نيست ؛ و روايت إطلاق دارد و مىرساند كه : علماى بالله و بأمر الله - در هر زمان و مكان - كه داراى اين خصوصيّات هستند ، آنها داراى مقام خليفةُ اللَهى و ولايت مىباشند . و معلوم است : در هر زمانى عدّهاى از فقهاى عدول و پاكيزه هستند كه دين پروردگار را تأييد مىكنند ، و نَهْجِ قَويمِ إلهىّ را تَشْيِيد مىنمايند ، و تحريف غَالِين و بِدَعِ ضَالِّين را از شريعت دور مىسازند . رَبّانىّ ، بهر يك از اين معانى كه ذكر كرديم ، بر آنها صادق است . زيرا دلهاى آنها مُعَلَّق است به أسرار إلهيّه ؛ و آنها علماى ربّانىّ و متمسّك به دين خدا و مُرَبِّى امور مردم هستند ؛ بِتَدبيرِهِمْ وَ إصْلاحِهِمْ إيّاهُمْ . معنى : يُودِعُوهَا نُظَرَآءَهُمْ و يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِم ، عموميّت است و علاوه ، در اين خبر شريف آمده است : يَحْفَظُ اللَهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُوْدِعُوهَا نُظَرَآءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ . آيا إمام ، آن أسرار إلهىّ را بوديعت در دلِ أفرادى نظير خود مىگذارد ؟ ! نه ، بلكه حُجَجِ إلهيّه و علماى ربّانىّ ، اين أسرار و حُجَجِ إلهيّه را در ميان دلهاى أمثال خود مىگذارند ، و در دلهاى نُظَراء و أمثال خود مىكارند . إمام معصوم در